|
فرصتی برای زندگی دوباره
|
فلسفه ی اینکه سفید بی رنگ چیه!....
تازه... فهمیدم که رنگ سفید خيلي رنگ مهربوني.....ميپرسي چرا!....
چون تنها رنگي كه از ازل تصميم گرفت توي يه صفحه ي سياه خودشو نشون بده...
لباسهاي با رنگ سفيد: بي ريا: زيبايي ادما رو نشون ميدن به خاطر انكه ادما رو همون طوري
كه هستند ميبينيم يعني خلقت خدايعني افريده اي كه فقط زيبايي افريده...........
حس مي كنم روح خدا كه تو وجود ادما دميده شده به رنگ سفيد.....
سفيد يعني تمام مفاهيم زيباي زندگي كه ناشناخته و نامريي هستند.....
اگه يه روز تمام ناشناخته ها شناخته بشن رنگ سفيد خودشو نشون ميده....
حتي ممكنه باهات حرف بزنه........
مدتها بود که فکر می کردم دردهای زندگی من را چیزی به غیر از اشک <می تواند> درمان
کند به همین خاطر همیشه بغضم را به سوی قلبم پس میفرستادم..........![]()
به مرور زمان به این نتیجه رسیدم دردم که تسکین نمییابد هیچ...قلبم را نیز بیمار کرده ام....
تا انکه یک روز بغض نا امیدم را که انتظار داشت دوباره برگردد :نا امید نکردم و به او اجازه دادم بشکند .....
از ان روز به بعد ارامش را در تمام وجودم حس کردم.....![]()
اشک مثل همه داروهای دیگر بروشوری داره توی اون بروشور نوشته اگه میخای تاثیر داشته باشه
باید بغضتو اروم بشکنی موقع شکستن تنها یه نفر حضور داشته باشه اون یه نفر هم از همه ادما
بهت نزدیکتر باشه......
تبصره:حالا اگه توی زندگیت اون یه نفر حضور نداره میتونی با خدا دوست بشی.....
و اون موقع میشه که اشکت زمین وزمان رو به هم میریزه ....
اسمون میباره تا باهات همصدا بشه....
رودخونه ها با هر ضربان قلبت به جو شش در میایند.....
خلاصه این کاشف اشک یه زندگی دوباره بدست اورد.....![]()
![]()
![]()
به نام تنها
به نام خدایی که خیلی دوستم داره ولی دوست داشتنش یه جوریه که من نمی تونم درکش کنم .......
دوست داشتنش با همه دوست داشتنا فرق میکنه.........
خدایا خودت میدونی که تا حالا همه غصه هامو همه حرفای دلمو یا توی دفتر خاطراتم می نوشتم
یا وقت نیایش به تو میگفتم......
حالا از این به بعد یکی از صفحات وبلاگ رو فقط واسه تو گذاشتم و برای تو از خودم مینویسم........