خدايا..................
سالهاست كه دنبال خودم ميگردم تا تو را پيدا كنم
اي هدف ومقصود نهايي...........
جز تو چه كسي را دارم و چه كسي را ميتوانم داشته باشم....
لحظه اي كه از اين همه جستجو خسته شدم....
سوزي از درونم برخاست و اشكم جاري شد وصدايم لرزيد....
وبغض نهفته ي درونم شكست در ان لحظه كه وجود خويش را نظاره كردم
تورا با تمام وجودم حس كردم......................
اي همه ي هستي ام به جز تو چه كسي ميتواند اين دل غمديده را درمان كند...
اي درمان همه ي دردها
مددي ده مرا كه به تو نياز دارم....
سر بر خاك بندگي مي گذارم و اشك ميريزم كه شايد اين احساس غربت و بي كسي را تسكين دهم
وتورا انچنان ميخوانم كه سوز دعايم به عرش برود
واسمانيان را بلرزاند.......
خدايا به من نيرويي بده تا بتوانم زندگي كنم چون هنوز تا رسيدن به جايي كه تو براي انسان ارزو ميكني فاصله ي زيادي دارم/.....
خدايا.....از خودم به چه كسي شكايت كنم
خداي من قلبم تنگ شده و دلم كوچك ....
اي خداي مهربانم پناهم بده
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 21:51 توسط الهام
|