تبليغاتX
غروب ماه - غم بی پایان
فرصتی برای زندگی دوباره
یه عمر غم بد جور تو دلم لونه کرده امشبم بغض نا جور تو گلوم اشیونه ساخته

غم انگار دل من خونه ی پدریش  یه روزم دست از سرم بر نمی داره

بغضمو شکوندم ولی مثل یه غده ی سرطانی بد خیم دوباره به شکل اولش بر میگرده

بغض حس نوشتن رو ازم گرفته نمیزاره زندگی کنم

پلکم سنگین شده شاید با به خواب رفتن لحظاتی اروم بشم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:34  توسط الهام  |