تبليغاتX
غروب ماه - راز پرواز
فرصتی برای زندگی دوباره

اموختم راز پرواز را

از ماه تنها

از شب تاریک

از دل خسته

و اکنون وجو دم را از همه ی غمها رها کرده ام و به پرواز دراورده ام

و چه حس قشنگیست.... حس پرواز

و زمین چقدر حسود است که من از او جا شده ام و در اسمانها اوج گرفته ام

و اسمان چقدر زیبا روح را می پروراند.................

 ولی زمین..  به جسم بها میدهد

و دین خود را به جسم  با در بر گرفتنش در لحظه ی مرگ ادا  مینماید

و زمین چقدر عاشق است وبا این حال دوست میدارد روح نیز به او بسنده کند و در ظلمتش فرو رود

ولی روح طاقت ماندن را ندارد

روح مثل پرنده ایست که برای پرواز ثانیه ها را میشمرد.

روح وقتی به پرواز در اید به گذشته ی غمگین خود میخندد

به شادیهای گذرایی که به انها دلخوش کرده بود میگرید

و در هنگام پرواز فقط و فقط به اوج گرفتن می اندیشد

و در هر بار اوج گرفتن به شادیهایی دل میبندد که ماندگارترند

و غمهایی را در وجودش راه میدهد که قدرت اوج گرفتن را در او زیاد تر میکند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:20  توسط الهام  |